تبلیغات
حریـــــــــــــــــــــــــــــــــم عشــــــــــــــــق - مطالب شهریور 1395
حریـــــــــــــــــــــــــــــــــم عشــــــــــــــــق
منتظر نظراتتون هستیم، منو لینک کردی بگو لینکت کنم!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری

تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی

گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش

گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی

اون وقت خدا هم میخنده
گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ...
http://smsdooni2.mihanblog.com/
اینم کلبه ماست اومدین نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ :علی اکبر آب خیز


کسی را دوست بدار که دوستت دارد
حتی اگر غلام درگاهت باشد
دست بکش از دوست داشتنِ کسی که دوستت ندارد
حتی اگر سلطان قلبت باشد
فراموش نکن ،
زمان آدم وفادار را مشخص میکند
نه زبان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 شهریور 1395

آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت،
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...

عطر چشمان او / #روزبه_معین
@myblueworld




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 شهریور 1395



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 شهریور 1395

پرپرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماهتاب
پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن
خوابی دیگر
به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن
خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن
مردن به رهایی!
آه!
این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند.

#احمد_شاملو




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 شهریور 1395


تصنیف: «زندگی/یک نگاه یار»
آواز: #علیرضا_قربانی
موسیقی: #فردین_خلعتبری

زندگی خوب است که گیری دلبری نکو
تا فروشی هر دو جهان بر یک تار مو
خنده اش عشق است و روح است و جان است
رویش آمیزه هر دو جهان است
چون نگاهش یک او، روی ماهش بر او
تاب سنبل،بوی گل دارد این گیسو
یک نگاه یار من،می برد صبر و قرار من
کند شکار دل و جان من،مثال شیر نر
دیدم چشم مست یار،روی مهوش نگار
با خود بُرده دل و دینم،نموده چنینم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 شهریور 1395


دستت را كه به من بدهی
یادم می رود كجایم

یادم می رود صبح است یا شب
یادم می رود امروز جمعه بود یا شنبه
و حتی یادم می رود این خوابست یا بیداری!

دستت را به من بده همین برای آرزوهای من كافیست!

#حامد_جهان_پناه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 شهریور 1395

توی یك جنگل تن خیس كبود
یه پرنده آشیونه ساخته بود
خون داغ عشق خورشید تِو سرش
جنگل بزرگ خورشید رو پرش
تو هوای آفتابی روی درختا میپرید
تنشو به جنگل روشن خورشید می كشید

تا یه روز ابرای سنگین اومدن
دنیای قشنگشو به هم زدن

هر چی صبر كرد آسمون آبی نشد
ابرا موندند هوا آفتابی نشد
بس كه خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید
یه دفعه دیوونه شد از توی جنگل پر كشید


زندگی شو توی جنگل جا گذاشت
رفت ورفت ابرا رو زیر پا گذاشت
رفت و عاقبت به خورشیدش رسید
اما خورشید به تنش آتیش كشید
اگه خورشید یكی تو آسمونه
مرغ عاشق رو زمین فراوونه
روزی یكی به بالا چشم می دوزه
میره با این كه میدونه می سوزه
من همون پرنده هستم كه یه روز خورشید رو دید
اسم من یه قصه شد
این قصه رو دنیا شنید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 شهریور 1395

دلم می‌خواهد فکر کنم
تو اهل این‌جایی!
اصلن فکر کنم تو الآن همین‌جایی،
همین حالا
کنار همین نوشتن‌ها
کنار همین‌که فکر می‌کنم،
همین‌که می‌بینم
کنار همین سلام،
علاقه‌یِ خوبم
علاقه جانِ من
 
خوبی؟
حال امروزت کجاست؟
حال حالا‌یَت چگونه است؟
اوضاع به راه وُ
حال قشنگ وُ
دنیایِ دیدن خوش است؟
روزهایت خوشحال و شب‌هایت خوش‌خواب
موهایت بلند
وَ دلت
قدِ موهایت شادی دارد؟
 
حالت برای این هوا خوب است؟
برای اصلن سلام
برایِ این حالت چه‌گونه است
برایِ شنیدن دوباره وُ چندباره وُ
این‌که دوستت دارم.
 
من دوستت دارم علاقه‌یِ قشنگ
بگذار هوا هر جور که خواست باشد
بگذار بدی هرطورکه توانست
جلویِ این عاشقانه را بگیرد
بگذار تفنگ بر دل غالب شود
بگذار فکر کند که چنین گذشته است!
اما من دوستت دارم وُ
مگذار که این فراموشت شود
که فراموشی پایانِ دنیاست
پایانِ عشق
پایانِ اندیشه
وَ پایانِ فردا
 
ما عاشق همیم علاقه‌یِ قشنگ
هر روز، هر ساعت وَ هر وقت بیشتر
مبادا فراموش کنی،
دوستت دارم
قشنگ!
 
#افشین_صالحی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 شهریور 1395



صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
 که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
 من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
 و خاصیت عشق این است
 کسی نیست
 بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
#سهراب_سپهری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 شهریور 1395

باز هم شب شد :)

و باز هم

من مانده ام

با ذهنی که

تو را فال گوش ایستاده....!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 شهریور 1395

به اندازه یك همنشینی ساده
روى صندلی روبروى من
در همین كافه
قدر یك قهوه نوشیدن
تكرار شو!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 شهریور 1395

حتا عاشقانه ترین رابطه ها هم یک روز به جایی می رسند، که نباید؛ به آستانه فروپاشی و نابودی. آن وقت است که دیگر کسی طعم ساعت ها کنار هم نشستن توی ماشینِ دم کرده، دلهره بوسه های یواشکیِ خیابان های خلوت، مزه شیرین آب طالبی پُر یخ توی گرمای ظهر یا جگرهایی که از سیخ در آورده بودند و خشک بود و نمک نداشت را یادش نمی آید. دیگر کسی به رژ لب مالیده شده به چانه، به پا درد خریدهای طولانی و به فردایی که می تواند مثل دیروز و پیش تر باشد، فکر نمی کند. یک عالمه حرف های ناگفته برای این زده می شود که ردی از گذشته نماند و امیدی به آینده.

من یقین دارم که آدمیزاد، بارها زاییده می شود. هر بار به گونه ای، با بهانه ای، از بطنی. اما آدمی که در آستانه فروپاشی زاده می شود، به هیچ کدام از آدم های پیش از این شبیه نیست. نه چشم های غمگینش، نه باور دست خورده اش و نه اندوه پایان ناپذیرش. سهم فردای این موجود تازه متولد، وصال دوباره ای باشد یا هجران، چه فرقی می کند؟ که دیگر آن آغوش برایش گرم نخواهد بود و آن بوسه ها شیرین؛  و تا همیشه دنیا، رگباری از کلمات دردناک و طولانی خیالش را آشفته خواهد ساخت.

بعدها، برای فرزندم خواهم نوشت که هنر اصلی، نه آن هفتگانه مهم، که هنر عبور از برزخ ها است. یادش خواهم داد که انسان خوب، در شادی و غم، در آسانی و دشواری، در اوج یا حضیض، همانی می ماند که قبلا بوده. با همان کلمات، با همان رفتارها، با همان نگاه مهربان. به او خواهم گفت که تعداد مرگ ها و تولدهای یک انسان، فقط روی خودش اثر می‌گذارد. روی اندوه پیوسته اش. اما دیگران، او را با واژه هایی به یاد می آورند که در آستانه فروپاشی زاییده می شود...

#مرتضی_برزگر
@myblueworld




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 شهریور 1395

من در خیابان شانزالیزه هم

چنین قدم نزده ام

که با تو در خیال

چنان میکنم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 شهریور 1395


موهایت را بافتی و
 رفتی!
کاش قبل رفتن می گفتی
سنجاق سری که جا مانده را
به کجای این شعرهای پریشان بزنم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 شهریور 1395


گرفتی هرچه را دادی خیالی نیست
اما من
دلی را که سپردم دست تو ، دیگر نمی گیرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 شهریور 1395


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی